على غضنفرى

65

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

به اسم او نكرده‌اند ، تنها طبرى از سيف بن عمر داستان او را نقل كرده و همه‌ى مورخان پس از او ، تنها از او گرفته‌اند . طه حسين مىگويد : ابو ذر در جلسه‌اى به عثمان گفت : ثروتمندان علاوه بر پرداخت زكات ، نبايد گدايى را برهانند ؛ كعب الاحبار آن‌جا بود ، گفت : كسى كه فرايض را عطا كند ، او را كافى است . ابو ذر برآشفت و گفت : اى يهودىزاده تو مىخواهى دين به ما تعليم دهى . طه حسين مىگويد : با اين وصف كه ابو ذر حتى كعب الاحبار مسلمان شده را با اين همه سابقه‌اش در اسلام ، نپذيرد ؛ چگونه عبد اللّه سبا را مىپذيرد ؟ « 1 » وى سپس مىگويد : بهتر اين است در چنين موردى خويشتن دارى و احتياط و دورانديشى كنيم و مسلمانان صدر اسلام را بزرگ‌تر از آن بدانيم كه مردى يهودى از پدرى يهودى و مادرى سياه از صنعا بيايد و نه به ميل خودش ، بلكه به قصد نيرنگ ، مسلمان شود و دين و عقل و سياست و دولت مسلمانان آغاز اسلام را به بازى گرفته و آنان را بر عليه خليفه بشوراند و وادار به كشتن خليفه كند و نيز آنان را به احزاب مختلف تقسيم نمايد ! « 2 » خواننده‌ى محترم مىتواند در اين باره به كتاب « عبد اللّه سبا » ، نوشته علامه عسكرى مراجعه نمايد . 2 - فارسى بودن تشيع گفته شده ، پس از اشغال ايران ، فارسها مىخواستند كه در برابر حكومت اسلامى و بويژه اموى كه حكومتى كاملا عربى بوده ، به‌گونه‌اى قيام كنند . همين امر ، آنان را واداشت كه گروهى جديد پديد آورند .

--> ( 1 ) - الفتنة الكبرى مترجم ، ( انقلاب بزرگ شهيد ) باب 13 ، ص 139 به بعد . ( 2 ) - الفتنة الكبرى مترجم ، ص 142 .